همـــای رحمــت

تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم

همـــای رحمــت

تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم

علی شخصیت دو نیروئی


علی از مردانی است که هم جاذبه دارد و هم دافعه ، و جاذبه و دافعه او 
سخت نیرومند است . شاید در تمام قرون و اعصار ، جاذبه و دافعه‏ای به‏ 
نیرومندی جاذبه و دافعه علی پیدا نکنیم . دوستانی دارد عجیب ، تاریخی ، 
فداکار ، با گذشت ، از عشق او همچون شعله‏هائی از خرمنی آتش ، سوزان و 
پر فروغ‏اند ، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار می‏شمارند و در دوستی‏ 
او همه چیز را فراموش کرده‏اند . از مرگ علی سالیان بلکه قرونی گذشت‏ 
اما این جاذبه همچنان پرتو می‏افکند و چشمها را به سوی خویش خیره می‏سازد
در دوران زندگیش عناصر شریف و نجیب ، خدا پرستانی فداکار و بی‏طمع ، 
مردمی با گذشت و مهربان ، عادل و خدمتگزار خلق گرد محور وجودش چرخیدند 
که هر کدام تاریخچه‏ای آموزنده دارند و پس از مرگش در دوران خلافت‏ 
معاویه و امویان جمعیتهای زیادی به جرم دوستی او در سختترین شکنجه‏ها قرار 
گرفتند اما قدمی را در دوستی و عشق علی کوتاه نیامدند و تا پای جان‏ 
ایستادند
سایر شخصیتهای جهان با مرگشان همه چیزها می‏میرد و با جسمشان در زیر 
خاکها پنهان می‏گردد اما مردان حقیقت خود می‏میرند ولی مکتب و عشقها که بر می‏انگیزند با گذشت قرون تابنده تر 
می‏گردد . 

برگرفته از کتاب : جاذبه و دافعه علی علیه‏السلام 

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری 

چند تن از نوابغ علمى شیعه


چند تن از نوابغ علمى شیعه 

 
الف - ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینى ، وى در شیعه اولین کسى است که روایات شیعه را از اصول استخراج و تفطیع کرده و به ترتیب ابواب فقه و اعتقاد مرتب ساخته است . کتاب وى که  کافى   نامیده مى شود به سه بخش اصول ، فروع و روضه (متفرقات ) منقسم و به ((16199)) حدیث مشتمل است و معتبرترین و معروفترین کتاب حدیثى است که در عالم تشیع شناخته مى شود.
            و سه کتاب دیگر که تالى کافى مى باشند عبارتند از: من لایحضره الفقیه  شیخ صدوق محمد بن بابویه قمى  و کتاب تهذیب  و کتاب استبصار تاءلیف شیخ طوسى  مى باشد.

ب - ابوالقاسم جعفر بن حسن بن یحیاى حلى ، معروف به محقق، وى نابغه فقه سرآمد فقهاى شیعه مى باشد و از شاهکارهاى فقهى وى کتاب مختصر نافع  و کتاب  شرایع  است که هفتصد سال است در میان فقها دست به دست مى گردند و به نظر اعجاب و تجلیل دیده مى شوند.

ج - شیخ مرتضى انصارى شوشترى، وى علم اصول فقه را تنقیه فرموده مجارى اصول عملیه را که مهمترین بخش این فن است محرر ساخت و اکنون بیشتر از صد سال است که مکتب وى پیش فقهاى شیعه دایر است .

د - خواجه نصیرالدین طوسى ، وى اولین کسى است که علم کلام را به شکل فنى کامل درآورد و از شاهکارهاى وى کتاب  تجریدالکلام است که بیشتر از هفتصد سال مى باشد اعتبار خود را در میان اهل فن حفظ کرده است و شروح و حواشى بى شمارى از عامه و خاصه بر آن نوشته شده . خواجه علاوه بر نبوغى که در علم کلام دارد، در فلسفه و ریاضیات نیز یکى از نوابغ عصر خود به شمار مى رود و بهترین گواه آن تاءلیفات ارزنده اى است که در همه علوم عقلیه دارد و رصدخانه مراغه هم از آثار اوست .

ه - صدرالدین محمد شیرازى، وى اولین فیلسوفى است که مسائل فلسفه را (پس از آنکه قرنها در اسلام سیر کرده بود) از حالت پراکندگى درآورده مانند مسائل ریاضى روى هم چید.

 

سخت ترین روزگار براى شیعه


سخت ترین روزگار براى شیعه 



سخت ترین زمان براى شیعه در تاریخ تشیّع ، همان زمان حکومت بیست ساله معاویه بود که شیعه هیچگونه مصونیتى نداشت و اغلب شیعیان اشخاص شناخته شده و مارک دار بودند و دو تن از پیشوایان شیعه (امام دوم و امام سوم ) که در زمان معاویه بودند، کمترین وسیله اى براى برگردانیدن اوضاع ناگوار در اختیار نداشتند حتى امام سوم شیعه که در شش ماه اول سلطنت یزید، قیام کرد با همه یاران و فرزندان خود شهید شد، در مدت ده سالى که در خلافت معاویه مى زیست تمکن این اقدام را نیز نداشت .
اکثریت تسنن ، این همه کشتارهاى ناحق و بى بندوباریها را که به دست صحابه و خاصه معاویه و کارگردانان وى انجام یافته است ، توجیه مى کنند که آنان صحابه بودند و به مقتضاى احادیثى که از پیغمبر اکرم (ص) رسیده ، صحابه مجتهدند و معذور و خداوند از ایشان راضى است و هر جرم و جنایتى که از ایشان سربزند معفو است !!! ولى شیعه این عذر را نمى پذیرد؛ زیرا:
اولاً:
معقول نیست یک رهبر اجتماعى مانند پیغمبراکرم (ص)براى احیاى حق و عدالت و آزادى برپا خاسته و جمعى را هم عقیده خود گرداند که همه هستى خود را در راه این منظور مقدس گذاشته آن را لباس تحقق بخشند و وقتى که به منظور خود نایل شد، یاران خود را نسبت به مردم و قوانین مقدسه خود آزادى مطلق بخشد و هر گونه حقکشى و تبهکارى و بى بندوبارى را از ایشان معفو داند؛ یعنى با دست و ابزارى که بنایى را برپا کرده با همان دست و ابزار آن را خراب کند.
وثانیا: 
این روایات که صحابه را تقدیس و اعمال ناروا و غیر مشروع آنان را تصحیح مى کند و ایشان را آمرزیده و مصون معرفى مى نماید از راه خود صحابه به ما رسیده و به روایت ایشان نسبت داده شده است و خود صحابه به شهادت تاریخ قطعى با همدیگر معامله مصونیت و معذوریت نمى کردند، صحابه بودند که دست به کشتار و سب و لعن و رسوا کردن همدیگر گشودن و هرگز کمترین اغماض و مسامحه اى در حق همدیگر روا نمى داشتند.
بنابر آنچه گذشت ، به شهادت عمل خود صحابه ، این روایات صحیح نیستند و اگر صحیح باشند مقصود از آنها معناى دیگرى است غیر از مصونیت و تقدیس قانونى صحابه .
و اگر فرضا خداى متعال در کلام خود، روزى از صحابه در برابر
خدمتى که در اجراى فرمان او کرده اند اظهار رضایت فرماید، معناى آن ، تقدیر از فرمانبردارى گذشته آنان است نه اینکه در آینده مى توانند هر گونه نافرمانى که دلشان مى خواهد بکنند.

وصف علی(ع) در کلام زیبای مرحوم آقاسی




توی نجف یه خونه بود، که دیواراش کاهگلی بود 

اسم صاحب اون خونه، مولای مردا علی بود 

نصف شبا بلند می شد ، یه کیسه داشت که بر می داشت 

خرما و نون و خوردنی ، هرچی که داشت تو اون می ذاشت 

راهی کوچه ها می شد ، تا یتیما رو سیر کنه 

تا سفره خالی شون و پر از نون و پنیر کنه 

شب تا سحر پرسه می زد ، پس کوچه های کوفه رو 

تا بوی بارون بکنه ، پاهای بی شکوفه رو 

عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه 

باید مثل علی بشه ، هرکی که اهل دین باشه 

بعد از علی کی می تونه مرهم راز من بشه 

درد دلامو گوش کنه ، دچار ساز من بشه

به مناسبت فرخنده سالروز آزاد سازی خرمشهر عزیز



فتح خرمشهر، فتح خاک نیست، فتح ارزشهای اسلامی است. "امام خمینی (ره)"




خلاصه تاریخچه شیعه دوازده امامى



اکثریت شیعه همان شیعه دوازده امامى بوده و همان عده از دوستان و هواداران على علیه السّلام بودند که پس از رحلت پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم براى احیاى حقوق اهل بیت ، در خصوص خلافت و مرجعیت علمى به انتقاد و اعتراض پرداختند و از اکثریت مردم جدا شدند.

شیعه در زمان خلفاى راشدین (11 - 35 هجرى قمرى ) پیوسته زیر فشار قرار داشتند و پس از آن در مدت خلافت بنى امیه (40 - 132) هر گونه امن و مصونیت از جان و مالشان برداشته شده بود، ولى هر چه فشار ستم و بیدادگرى برایشان بیشتر مى شد، در عقیده خود استوارتر مى گشتند و مخصوصا از مظلومیت خود در پیشرفت عقیده بیشتر بهره مى بردند و از آن پس در اواسط قرن دوم که خلفاى عباسى زمام حکومت اسلامى را به دست گرفتند، شیعه از فتورى که در این میان پیدا شد، نفسى تازه کرد ولى با مهلت کمى باز عرصه برایشان تنگ شد تا اواخر قرن سوم هجرى ، روز به روز تنگتر مى شد.
در اوایل قرن چهارم که سلاطین با نفوذ آل بویه که شیعه بودند روى کار آمدند، شیعه قدرتى کسب کرد و تا حدود زیادى آزادى عمل یافت و به مبارزه علنى پرداخت و تا آخر قرن پنجم جریان کار به همین ترتیب بود و در اوایل قرن ششم که حمله مغول آغاز شد، در اثر گرفتاریهاى عمومى و هم در اثر ادامه یافتن جنگهاى صلیبى حکومتهاى اسلامى چندان فشار به عالم تشیّع وارد نمى ساختند. و مخصوصا شیعه شدن جمعى از سلاطین مغول در ایران و حکومت سلاطین مرعشى در مازندران ، در قدرت و وسعت جمعیت شیعه کمک بسزایى نمود و در هر گوشه از ممالک اسلامى و خاصه در ایران ، تراکم میلیونها نفر شیعه را محسوس ‍ ساخت و این وضع تا اواخر قرن نهم هجرى ادامه داشت و از حدود افتتاح قرن دهم هجرى در اثر ظهور سلطنت صفویه در ایران پهناور آن روز، مذهب شیعه رسمیت یافت و تا کنون که اواخر قرن چهارده هجرى مى باشد به رسمیت خود باقى است و به علاوه در همه نقاط جهان ، دهها میلیون شیعه زندگى مى کنند.

آغاز پیدایش شیعه و کیفیت آن


آغاز پیدایش ((شیعه )) را که براى اولین بار به شیعه على علیه السّلام (اولین پیشوا از پیشوایان اهل بیت علیهم السّلام ) معروف شدند، همان زمان حیات پیغمبر اکرم باید دانست و جریان ظهور و پیشرفت دعوت اسلامى در 23 سال زمان بعثت ، موجبات زیادى در بر داشت که طبعا پیدایش چنین جمعیتى را در میان یاران پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایجاب مى کرد .

الف :
پیغمبراکرم در اولین روزهاى بعثت که به نص قرآن ماءموریت یافت که خویشان نزدیکترخود را به دین خود دعوت کند  صریحا به ایشان فرمود که هر یک از شما به اجابت دعوت من سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصى من است . على علیه السّلام پیش از همه مبادرت نموده اسلام را پذیرفت و پیغمبراکرم ایمان او را پذیرفت و وعده هاى خود را  تقبل نمود و عادتا محال است که رهبر نهضتى در اولین روز نهضت و قیام خود یکى از یاران نهضت را به سمت وزیرى و جانشینى به بیگانگان معرفى کند، ولى به یاران و دوستان سرتاپا فداکار خود نشناساند یا تنها او را با امتیاز وزیرى و جانشینى بشناسد و بشناساند ولى در تمام دوره زندگى و دعوت خود، او را از وظایف وزیرى معزول و احترام مقام جانشینى او را نادیده گرفته و هیچگونه فرقى میان او و دیگران نگذارد.
ب :
پیغمبراکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به موجب چندین روایت مستفیض و متواتر - که سنى و شیعه روایت کرده اند - تصریح فرموده که على علیه السّلام در قول و فعل خود از خطا و معصیت مصون است ، هر سخنى که گوید و هر کارى که کند با دعوت دینى مطابقت کامل دارد و داناترین مردم است به معارف و شرایع اسلام .
ج :
على علیه السّلام خدمات گرانبهایى انجام داده و فداکاریهاى شگفت انگیزى کرده بود؛ مانند خوابیدن در بستر پیغمبر اکرم در شب هجرت  و فتوحاتى که در جنگهاى بدر و اُحد و خندق و خیبر به دست وى صورت گرفته بود که اگر پاى وى در یکى از این وقایع در میان نبود، اسلام و اسلامیان به دست دشمنان حق ، ریشه کن شده بودند  .
د :
جریان ((غدیر خم )) که پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در آنجا على علیه السّلام را به ولایت عامه مردم نصب و معرفى کرده و او را مانند خود متولى قرار داده بود  .
بدیهى است این چنین امتیازات و فضائل اختصاصى دیگر که مورد اتفاق همگان بود و علاقه مفرطى که پیغمبراکرم به على علیه السّلام داشت ، طبعا عده اى از یاران پیغمبر اکرم را که شیفتگان فضیلت و حقیقت بودند بر این وامیداشت که على علیه السّلام را دوست داشته به دورش گرد آیند و از وى پیروى کنند؛ چنانکه عده اى را بر حسد و کینه آن حضرت وامى داشت .
گذشته از همه اینها نام ((شیعه على )) و ((شیعه اهل بیت )) در سخنان پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بسیار دیده مى شود   .

به مناسبت 28 اردیبهشت ماه،روز بزرگداشت حکیم عمر خیام



از منزل کفر تا به دین یک نفس است    وز عالم شک تا به یقین یک نفس است

ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار     کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

 

مقدمه ای بر تشیع



مسیر تشیع هماننــد روح آن ، تشخیص حقیقت و تعقیب آن است و از 
بزرگترین اثرات آن جـذب و دفــع است اما نه هر جذبی و هر دفعی - 
گاهی جذب ، جذب باطل و جنایت و جانی است و دفع ، دفع حقیقت و فضائل‏ انسانی - بلکه دفع و جذبی از سنخ جاذبه و دافعه علی ، زیرا شیعه یعنی‏ کپیه‏ای از سیرتهای علی ، شیعه نیز باید مانند علی دو نیروئی باشد 

ایــن مقدمه برای این بود که بدانیم ممکن است مذهبی مرده باشد ولی روح‏ 
آن مذهب در میان مردم دیگری که به حسب ظاهر پیرو آن مذهب نیستند بلکه‏ خود را مخالف آن مذهب می‏دانند زنــده باشد .